دوست نداشتم الان خونه رو ترک کنم. اما از اونجایی که میگن هرچی سر راهه همون خیلیم خوبه ناگزیر یک هفته کوه نوردی و صحرا پیمایی برای انجام پروژه ی پایان کار لازم است که برویم.
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 23:49 توسط
|
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
شاد زی با سیاه چشمان شاد که جهان نیست جز فسانه و باد
زاهد برو که طالع اگر طالع من است جامم بدست باشد و زلف نگار هم.
من اگر نیکم و اگر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
طبیب عشق منم! باده ده که این معجون فراغت آردو اندیشه ی خطا ببرد
مباش بی می و مطرب که زیر چرخ سپهر بدین ترانه غم از دل بدر توانی کرد
ولی تو تا لب لب معشوق و جام میخواهی طمع مدار که کار دگر توانی کرد